
به کدامین سو برای پرواز...
چشم دوخته به اخرین برگ درخت
جوانه ای نو خواهد رست؟؟؟
چشمه بجوش
پای می کوبم برای جوشیدن چشمه

به کدامین سو برای پرواز...
چشم دوخته به اخرین برگ درخت
جوانه ای نو خواهد رست؟؟؟
چشمه بجوش
پای می کوبم برای جوشیدن چشمه
من خسته ام
شهر من اینجا نیست
چیزی که در این نزدیکی ست
مرا به دور ها خواهد برد
خوشبحال پرنده
ساده می گوییم
خوشبحال کلمه
خوشبحال ازادی
خوشبحال عشق
خوشبحال کلمه پاک پاک از هر چیز
شاید مثل فرشته
کلمه تنهاست
کلمه اتحادی با معنا
خوشبحال تنها
خوشبحال او
خوشبحال انها
خوشبحال عدم
خوشبحال هستی
خوشبحال مهربان
خوشبحال دوستی
خوشبحال ابی
زرد
سبز
خوشبحال اب
زلال
"قواعد زندگی"
انچه می خوانی نوشتهای دلپزیر است .از ان بهرمند گرد! گفتاری کوتاه است از دلایی لاما که بر ان بود در سال 2006 بیان دارد.تنها چیزی که از تو ستانده میشود لحظاتی است برای خواندن واندیشیدن به ان چه خوانده ای پیام را برای خود نگه ندار :سرود باید دستان تو رادر چهار شبانه روز ترک گوید: وتوخوش ایندی بس شگفتی افرین در خواهی یافت.این شگفتی از ان همه خواهد بود . چه انان که از موهوم پرستان هستند وچه انان که بر باورهای دینی استوارند...
1 براین باور باش که عشق و دستاوردهای عظیم : در برگیرندهی مخاترات بزرگ است.
2 انگاه که می بازی از باختت درس بگیر.
3 سه اطل را دنبال کن:محترم نگه داشتن خود
محترم نگه داشتن دیگران
جوابگو بودن در قبال تمام کنش های خود
4 بیاد داشته باش دست نیافتن به انچه می خواهی: گاهی از اقبال بیدار تو سر چشمه می گیرد.
6 نگذار ستیزهای خرد بر ارتباطی پر قدرت خللی وارد سازد.
7 هر گاه به اشتباه خیش پی بردی بی درنگ گام هایی در جهت اصلاح ان بردار.
8 هر روز را مجالی صرف خلوت کردن کن.
9 اغوشت را به سوی دگرگونی بگشای اما از ارزش های خود دست برندار.
10 به یاد داشته باش خاموشی گاه بهترین پاسخ است.
11 نیکو و ابرو مند زندگی کن:انگاه به وقت سالخوردگی هنگامی که گذشته بیندیشی :از زندگیات دیگر بار لذت خواهی برد.
12 فضای عشق در خانه ی تو شالوده ایست برای زندگی ات.
13 در ناسازگاری ها با افراد مورد علاقهات تنها به وضعیت فعلی بپرداز:گذشته را بزرگ نکن.
14 دانش خود را تسهیم کن که طریقتی برای دست یابی به جاودانگی است.
15 با زمین مهربان باش.
5 قواعد را فرا بگیر تا به چگونگی شکستن ان ها به گونه ای شایسته اگاه باشی.
16 سالی یک بار به جای برو که پیشتر در انجا نبوده ای.
17 به یاد داشته باش بهترین رابطه رابطه ایست که عشقتان به یکدیگر بر نیازتان فزونی یابد.
18 کامیابی خود را به قضاوت بنشین: از ان طریق که بدانی چه واگذار کردهای تا کامیابی را بدست اورده ای.
19 به عشق واشپزی با واگذاردن بی پروا دست یاب.
سلام به دوستان
اولآ : "سال نو مبارک"....88 خوب و پر باری داشته باشید
دومآ :این وبلگ ما خیلی حوصلش رفته می خوام بخش های جدید تری بش اضافه کنم(دوستام که دیگه چپ چپ بش نگا می کنن)
خب بلاخره شایدم یه کارای جالبتری... ببینیم این خلاقیته چقدر می تراوشه!؟
..................................................................................................................
اینم یه بخش کمیک استریپی.. من که کمیک استریپ خیلی دوست دارم.....
چطوره...؟!
و این هم چون گاو داشت ....
حرکت گاوی رو دارین...!!!

البته ببخشید اسم هنرمنش رو نمی دونم!
گفتم :به نظرت این تصویر چی می گه ؟
گفت:...

وقتی اینه شکسته می شه
تکه های متلاشی شده روی زمین پخش می شن
اونوقت نگاه های از زندگی جدید دور تا دور ما منعکس میشه
پنجره ی آغاز آروم و بی حرکت نور جدیدی از سپیده دم
بگذار تن خالی و ساکت من پر بشه و احیا بشه
نه نیازی به جستجوی بیرون هست نه از دریا با قایق گذشتن
بگذار درون من بدرخشه
درسته اینجا درون منه ...من یه روشنای یافتم که همیشه همراه منه
یه روشنای که همیشه با منه
***قسمتی از شعر پایانی کارتون شهر اشباح







مي شه با يه چشم به هم زدن رفت وامد
مي شه رفت و رفت و رفت.........تا رسيد به ابادي دل
مي شه رفت تو ابادي دل مهمون شد
مي شه مهمون دل تنگي شد
مي شه با صفاي اون دل ابادي رو ديد
مي شه تو كوچه باغ سبزش رنگ خاكستري رو خط خطي كرد
مي شه تو كوچ باغ ابادي دل يه نفس تازه كني....
وبه دهقانش گفت....دانه ي همت داري؟
دل من پر خون است
دل من ابادي ست
دل من شايدجنگل انبوه يست
هر چه باشد اينجا......... زمان مال من است.
منبع : کتاب "ذن عکاسی"
اي دل من گر چه_ در اين روزگار_
جامه ي رنگين نمي پوشي به كام
باده ي رنگين نمي پوشي ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت_از ان مي كه مي بايد_ تهي ست
اي دريغ از تو اگرچون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ ازمن كه مستم نسازد افتاب!
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار.
گر نكوبي شيشه ي غم را ز سنگ
هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ
(فریدون مشیری)
چرا زندگی من ایستاده
این دکمه ی play کجاست؟؟؟
کی دوست داره برنده باشه؟؟؟چرا ما میخوایم برنده باشیم؟؟؟
شنیدین میگن فلانی برد... تو عرصه های زندگی به بعضی ها مگن برنده.
ولی یه برنده ی واقعی کیه؟؟
راستی چی رو باید ادم ببره تا برنده باشه؟؟؟؟اون چیزای با ارزش چی هستن....که ادما رقابت میکنن واسه بردش؟
کیا تایید میکنن برد رو......نه ...مهم این نیست که تایید کنن تو بردی
مهم اینه که واقعن برنده باشی
خیلی ها بنظر تو زندگی باختن یا به نظر بعضی ها باختن...اما اونا برنده بودن....
خوشبحا ل کسی که از این زندگی برنده با شه
اين مطلب رو ديروز تو يه ماهنا مه كه براي يادواره ي شهيدا بود خوندم.وصيتاي شهدا رو نوشته بود ولي اين يكي خيلي با بقيه فرق داشت.سعيد جهانيان جانباز شيميايي كه سال 84 به مقام پر فيض شهادت نائل شد اين يه دست نوشتس كه مثل شعر ميمونه شعري براي پايان يك شروع:
به نا م او كه اولين است وبهترين براي تنهايي ماست خانه اي ساخته ام امن و امين يك درش به اسمان ان سرش رو به زمين چهار ديوارش سبز وبلند بر در و ديوارش عكس دلم پيداست از اخرين نفس در زندگيم تا اول كودكي ام هر چه هست وبود همراه من است از الان تا به ابد در اين خا نه تنها يم خودم هستم و باور ها يم خو ب يا زشت كم يا زياد درست يا كه غلط در كنارم هستند تا قيامت پيدا در اين خا نه تنهايم بدون مادر جدا از فرزندان دور از همسرم كو خواهرم كجاست دست برادرم ارز ان روز كه تنها شد م با تنم خلوت كرده بودم با دلم مي دا نستم كه تنهايم فهميدم كه در رفتن هم تنهايم ان روز ها كه شاد بوديم كنار يكديگردر پي فردا بوديم غافل از فردا و تاريكي بوديم فراري از ترس شبها بوديم من به فكر فردا بودم دور شد ن از تن ها و تنها بودم در اين خا نه تنهايم خودم هستم و باور هايم تا رسيد ن ترس امروز ما ن واپسين فرداي ديروزما ن .ديروز ايستا ده بودم امروز افتاده ام بر روي دستهاي مهر دستهاي گرم بين من و شعر اما تو هستي ومي خواني تو شعر مرا مي داني.
هر انساني دو نفر است يكي خواب در روشنايي و ديگري بيدار در تاريكي.
به راستی چطوري نيمه اي كه در تاريكي بيداره مي تونه نيمه ي ديگه رو در روشناي از خواب سنگين بيدار كنه ؟؟؟
روزی شیخ را گفتند : یا شیخ فلان مریدت در فلان راه افتاده مست خراب
فرمود :بحمد الله که براه افتاده از راه نیافناذه.